امروز: جمعه ۴ خرداد ۱۳۹۷
 
تاريخ انتشار: ۶ مهر ۱۳۹۳ کد خبر: 2343
امیر شهید محمد باقر روحی

 امیر شهید محمد باقر روحی در پنجم فروردین ۱۳۴۰ در روستای کاشیکلای بندپی شرقی بابل دیده به جهان گشود. دوران کودکی خود را در زادگاهش در خانواده ای روحانی و مکتبی سپری کرد و به اندازه کافی از تربیت و اخلاق عملی فرهنگ اسلامی بهره داشت. آموزش خود را با تعلیم روخوانی قرآن مجید آغاز نمود. تحصیلات دوره ابتدایی و راهنمایی را در همین روستا و روستاهای اطراف گذراند نظر به عدم بضاعت مالی خانواده و عدم توسعه فرهنگی محیط مجبور شد تحصیلات دبیرستانی را به همراه عموی خود که در یزد خدمت می کرد، به آن دیار رفته و ادامه دهد.

دیپلم ریاضی را با معدل بالا اخذ کرد. با توجه به استعداد درخشانی که داشت و با عنایت به این که جوانهای یزدی و همکلاسی هایش، دانشگاه های کشور هندوستان را برای ادامه تحصیل انتخاب می کردند به او پیشنهاد شد که به خاطر تعطیلی دانشگاه های کشور با همکلاسی هایش به هندوستان عزیمت نماید و تحصیلات عالیه خود را با کیفیت علمی بالا و با هزینه ای ارزانتر بگذراند. او بنا به دلایلی نپذیرفت و به تنها دانشکده فعال آن زمان یعنی دانشکده افسری نیروی زمینی وارد شد و با جدیت ادامه تحصیل داد. 

 shahidrohi

متأسفانه در زمان دانشجویی او جنگ خانمان برانداز کفر و دین آغاز شد. او از همان زمان برای یاری جوانان رزمنده مسلمان که سرودخوان فوج فوج عازم جبهه ها می شدند اقدام می کرد. در عین عدم الزام، از هر فرصتی استفاده کرده و به جبهه ها می رفت چون برای او نظاره گر بودن ویرانی مملکت و ریشه کنی اسلام و مکتب به دست دشمنان قهار شرق و غرب قابل تحمل نبود. دو بار از ناحیه دست و پا زخمی شده بود ولی از بیمارستان قبل از معالجه کامل راهی جبهه ها می شد. عقیده داشت آموزش رزمندگان و بسیجیان مؤمن و مکتبی برای او از هر فریضه ای واجب تر است. وقت اقتضا نمی کند تا از همه جوانمردی و اعتقاد عملی و رزمندگی این عزیز از دست رفته سخن بگوئیم چون نمی توانیم حق مطلب را اداء نمائیم.
او به حکایت پرونده نظامی متشکله در تیپ ۴۰ سراب بدون هیچ چشم داشتی در جهت حفظ دین و قران و مکتب حتی از بذل جان دریغ نمی کرد و برای پیروزی انقلاب و دفاع از آن بر خود تکلیفی سنگین احساس می کرد. در سال ۶۲ با درجه ستوان دومی از دانشکده افسری فارغ التحصیل شد. او از اولین فارغ التحصیلان بعد از انقلاب بوده و در گردان ۲۲ بهمن (گردان عاشقان شهادت) فعالیت می کرد. پیر جماران حضرت امام، قدّس سرّه، از نظر امنیتی و حفظ جان همه شان ادامه این گردان را صلاح ندانستند. از این رو اعضای این گردان در مناطق مختلف جنگی پخش شدند.

در ۸/۹/۱۳۶۳با دختر عمویش که او هم بسیجی بود ازدواج کرد. امیر شهید روحی در ۱۳/۴/۱۳۶۴ به خاطر رشادت و کوشش هایی که در جبهه داشت از طرف شهید والا مقام امیر سپهد علی صیاد شیرازی و برخی از مسئولین وقت، مورد تشویق کتبی قرار گرفت. از طرف سایر مسئولین هم بابت خدمات صادقانه نظامی‌گری چند بار موفق به ۱۸ ماه ارشدیت شد. در عملیات ظفر ۴، نصر ۲، نصر ۶ دو شادوش دیگر دلاوران شرکت داشت.

در تاریخ ۲۶/۳/۱۳۶۷که در مرخصی به سر می برد با این که خانمش درد وضع حمل داشت با همه اصراری که خانواده داشتند تحمل نکرده و حتی یک روز اضافه تر نماند تا هم فراغت خانمش و هم با تنها یادگارش(حمید روحی) دیدار داشته باشد بلافاصله به جبهه ها شتافت که تقریباً بعد از یک ماه در تک دشمن مجروح شده، گرفتار دژخیمان.اندک زمانی از اسارت او نگذشته بود که در اثر جراحات بسیار، در ۲۲/۴/۱۳۶۷ (منطقه فکه) به درجه شهادت نائل شد.

 shahidrohi2

 از آنجا که پیکر مطهرش شناسائی نشده بود، مسئولین وضعیت او را مفقود الاثر اعلام کرده و با پرونده اسارت در مراحل عدیده از عراق مطالبه می نمودند. در صورتی که او را به عنوان شهید گمنام در بهشت زهرا دفن کرده بودند. سرانجام پس از ۱۷ سال چشم انتظاری، در پی اجرای سراسری نمایشگاه عکس شهدای گمنام در تیرماه ۱۳۸۴ شناسایی شد.
از خصوصیات شخصیتی این شهید هنر دوست (زیبا نویسی) و خوش محضری و آرامش و متانت او بود زیبا نویسی را در مکتب دوست بسیار ارجمند جناب منوچهر اسکندری تحصیل کرد. در گردآوری فرهنگ عامه و ضرب المثلهای محلی و بازیها و سرگرمی های بومی سعی وافر داشت و ادامه آن را به خواهر زادگانش که از قبل با او همکاری می کردند واگذار کرده بود که انشاء الله با همت ایشان و با استفاده از همکاری تنها یادگار شهید، آقای حمید روحی این کار فرهنگی را به سرانجام خواهند رساند.

نقش شهید در دفاع مقدس:

جانشین گردان- فرمانده گردان

 وصیت نامه امیر شهید محمد باقر روحی کاشیکلائی

بسم الله الرحمن الرحیم

 « و لا تَقُولُوا لِمَن یٌقْتَلٌ فی سبیل الله اَمْواتاً بَلْ احیأٌ و لکن لا تَشْعٌرون » کسی که مرا طلب کند مرا می یابد کسی که مرا یافت مرا می شناسد و آن که مرا شناخت عاشقم می شود و کسی که عاشقم شود عاشقش می شوم و کسی را که من عاشقش شوم می کشمش و هر که را من کشته اش سازم دیه او بر عهده خودم می باشد و آن که را من عهده دار دیه اش گشتم دیه اش خود خواهم بود.

به نام الله و یاد او که روح بخش انسان است. رحمتش بر همه انسانها جاری و رحمانیتش بر بندگان خاص جریان دارد. او را سپاسگزاریم که بر ما منت نهاد که امت مستضعف را وارث زمین گردانید و انقلاب اسلامی ایران را به رهبری جان جانان مراد مریدان امید مستضعفان امام خمینی پیروز گردانید و این پیروان صدیق صاحب الزمان (عج) را در پاسخ به ندای« هَلْ من ناصر» امام حسین (ع) یاری نمود و درود بر امت مسلمان و صابر و غیور ایران که خوب از امانت خداوند حراست و پاسداری کردند و در رساندن آن به صاحب اصلی یعنی حضرت ولی عصر (عج) کوشا می باشند. شکر و سپاس می گزارم، خداوند
منان را که این سعادت نصیبم ساخت تا به عنوان یک سرباز کوچک در سپاه اسلام جهاد کنم و دشمنان خدا و قرآن را با یاری خدا نابود سازم تا بنای طاغوت از زمین بر چیده شود و عدالت و قوانینی الهی حاکم بر انسان گردد. بر شما امت به پا خاسته فرض است که از بذل جان و مال در راه تداوم انقلاب خون بار اسلامی دریغ نورزیده و با تقویت روحانیت اصیل، اسلام را بیمه کنید و سعی کنید که اسلام تان از اسلام روحانیت جدا نشود در طریق صیانت از خط امام که همان خط اسلام و پیامبر و ائمه اطهار است در کنار امام اشتیاق ورزیده و مبادرت کنید.

ای کاش هزار جان می داشتم و آن را فدای مکتب و و رهبری می نمودم من به سهم خود از حقی که بر دیگران به دلائل مختلف اگر داشتم گذشتم و امیدوارم که برادران و خواهران من که به انحاء مختلف با آنها برخورد داشتم نیز به واسطه قصور زیاده از حدم مرا ببخشند و طلب مغفرت این حقیر را از خداوند رحیم بنمایند.

شما ای پدر و مادر عزیزم که مرا از بدو تولد با خدا آشنا کردید و برایم زحمات زیادی کشیدید و آن طور مرا تربیت کردید که خدا می خواست و از وجود پر برکت شما بود که جرقه ای از ایمان در دلم زد و عشق و علاقه ام به خدا زیاد شد و با نصیحت های خدایی تان مرا از انحراف اخلاقی نجات دادید و امیدوارم که انشاء الله از تقصیرم در گذرید و مرا ببخشید و از برادران خوبم علی و احمد و قربانعلی و خواهرانم نجیبه و فاطمه می خواهم همچنان غرص و محکم در راه اسلام بکوشند و در راه مکتب و قرآن و خط امام کوشا باشند در ضمن از مقدار پول پس اندازم یک موکت برای مسجد حاجی شیخ موسی خریداری شود و به مدت یک ماه روزه و یک سال نماز برایم داده شود و باقیمانده پولم را به دده و آقاداش داده شود از زحمات عمویم که در پرورش اینجانب خیلی سهم داشتند تشکر می کنم و از همه فامیلان و دوستان تقاضای عفو بخشش دارم.

در خاتمه همگان را به دو نکته توجه می دهم اول آنکه در این برهه از زمان که انقلاب اسلامی عزیز با خطرهای گوناگونی مواجه است بزرگتر و مهم تر وظیفه انجام یک انقلاب اخلاقی است در جامعه و این مهم را اگر انجام رساندید پیروزید و در این راه امام را سرمشق خود قرار دهید. دوم اینکه به جان امام دعا کنید و از حق تعالی بخواهید تا بر عمر پربرکتش تا ظهور حضرت مهدی ارواح العالمین له الفداء بیفزاید. انشاء الله

اللهم اَغْفرلی کل ذَنْبٍ اَذْ نَبْته و کٌلّ خطیئتهٍ اخطاتها

والسلام، محمدباقر روحی

با تشکر از : زهرا مرادی- شلمچه نیوز

اشتراک گذاری مطلب
[Ask] [Facebook] [Google] [Twitter] [Yahoo!] [Email]

برچسب ها:

نظرات کاربران

ارسال نظر

تازه ترین ها

آرشیو مطالب

آمار بازديد