امروز: شنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۷
 
تاريخ انتشار: ۱۰ مهر ۱۳۹۳ کد خبر: 2417
مثل مازنی

مردم روستا بر اين باورند كه مردگان و رفتگان روستا، شب جمعه منتظر مي مانند تا خانواده شان غذايي به نيّت آنان، پخت كند و به نيّت آنان بيرون دهد. تا به آنجا كه اگر قرار هست شب جمعه به مهماني بروند، غذايي مثل نان و خرما را به نيت اموات شان، به درب خانه ي نيازمندي و يا همسايه اي مي برند تا با خيال راحت به مهماني بروند

یکی از سنت های دیرین ما ایرانیان که در گذشته با عمومیت بیشتر و هم اکنون نیز توسط بعضی از خانواده ها در بخش های زیادی از مناطق ایران در حال اجراست.

طبق این رسم دیرینه، ایرانیان در غروب پنجشنبه به نیت شادی ارواح درگذشتگان شان، مقداری غذا می پختند و در روستاها و محله ها بین نیازمندان و خانواده های کم توان توزیع می کردند. در این بین خانواده های زیادی نیز بودند که نه فقط به خاطر شادی روح مردگان شان، بلکه برای نیکی و خیرات، دست به این عمل می زدند. مادران بیشتر به پختن غذا مشغول بودند و دختران جوان وعده های شام را در سینی بزرگ(مجمه) قرار می دادند و در سطح روستاها و محله های شهر توزیع می کردند.

همچنین دادن شام شب جمعه فقط مختص نیازمندان نبود. بسیاری این وعده های غذائی را به سیّد های روستاها و محله های شان تقدیم می کردند تا از این بابت بتوانند به او کمکی کرده باشند و همچنین گاهی اوقات به پاداش برآورده شدن نذرشان بواسطه سیّد یا سیّده، این وعده ی غذا اهداء می شد. این رسم اگر چه امروزه کمرنگ تر شده، اما در بسیاری از مناطق ایران هنوز پابرجاست و حکایت از نوعدوستی و همبستگی بالای ایرانیان دارد.

در روستای مان ایمن آباد و کروکلا نیز همچنان این رسم دیرینه یعنی شام شب جمعه برای نیازمندان از جایگاه خاصی نزد اهالی و بویژه پدربزرگ ها و مادربزرگ ها برخوردار است. افراد میانسال نیز بر اساس سنت دیرینه ای که نیاکانشان داشته و دارند به این امر همّت می گمارند، حتی آندسته از اهالی که محل سکونتشان در شهر باشد. هر چند به نظر می رسد این رسم ها، رنگ و بوی کمتری این روزها، نزد جوانان روستا، به خود گرفته است، اما همچنان پا برجاست.

 

مرحوم شیخ کلینی در کتاب کافی بابی تحت عنوان«ان المیت یزور اهله(جلد۳ ص ۲۰۳) مطرح کرده ‌است و روایات معتبری را در این باره نقل نموده‌ است. در روایات آمده است که اموات اعمّ از مؤمن و غیر مؤمن به دیدار بازماندگان خود می‌آیند. هر میّتی برحسب منزلت و شأنی که دارد، اجازه این کار را پیدا می‌کند.

بعضی از اهالی باور دارند که  اموات شان غروب هر پنجشنبه و جمعه اجازه پیدا می کنند به دیدار آشنایان خود در دنیا بیایند. مؤمنان وقتی به دیدار اقوام خود می‌آیند، اگر آن ها را مشغول اعمال صالح ببینند، خوشحال شده و خدا را شکر می‌کنند.

از طرفی بر این باور نیز هستند که اموات مومنان، در شب جمعه به کنار خانه های خود می  آیند، با التماس و تضرع از خویشاوندان انتظار دارند کار خیری و صدقه‌ای صورت پذیرد و یا غذایی به نیت آنان به خانه ی همسایه ای یا نیازمندی داده شود.

آنان اعتقاد دارند که غذا باید به اندازه ای باشد تا امواتشان سیر گردند. یعنی اگر خانواد ه ای، اموات بیشتری دارد باید غذای بیشتری، شب جمعه خیرات کند. به همین دلیل بعضی از اهالی، غذای شب جمعه ای که پخت می کنند و به نیت اموات شان خیرات می کنند، به یک دیگ متوسط هم می رسد.

مردم روستا در گویش محلی خود از این رسم به نام  ” جُمعَه شوُ  پلا دیا هِدائن “(شب جمعه برنج بیرون دادن) یاد می کنند. چون برنج غذای اصلی مردم شمال ایران و مردم روستای ایمن آباد و کروکلاست، برنج پخت می کردند.

 مردم روستا بر این باورند که مردگان و رفتگان روستا، شب جمعه منتظر می مانند تا خانواده شان غذایی به نیّت آنان، پخت کند و به نیّت آنان بیرون دهد. تا به آنجا که اگر قرار هست شب جمعه به مهمانی بروند، غذایی مثل نان و خرما را به نیت اموات شان، به درب خانه ی نیازمندی و یا همسایه ای می برند تا با خیال راحت به مهمانی بروند.

بعضی از مادران روستا نیز حتما” به اندازه یک بشقاب هم که شده، برنج پخت می کنند و با خورشتی ساده مثل نیمروی تخم مرغ، آنرا به دست فرزندان شان می دهند تا به خانه ی نیازمند و یا همسایه ای ببرد.

همراه کردن بچه ها با این رسم دیرینه، آموزش به بچه هاست تا آنان نیز بعد از ازدواج و مستقل شدن شان، این رسم را ادامه دهند.

 

چه بسا افرادی که باور و اعتقاد شدیدی به این مهم داشتند، در قبال فراموش کردن این رسم در یکی از شب های جمعه، اموات شان را در خواب می دیدند و گلایه شان را از این مهم می شنیدند. به همین دلیل همواره در هر شرایطی این رسم را به جا می آوردند.

 همسایه و یا نیازمندی که غذا به درب خانه اش برده می شد، دعای خیر در حق او و خانواده اش می کرد و با ذکر نام امواتش از خداوند برای شان طلب آمرزش می کرد. به عنوان مثال: خِدا برکت هده (خداوند برکت دهد)، به روح شمه اموات برسه( به روح اموات شما برسد)،  خِدا ته پرو مار ره بیامرزه (خداوند پدر و مادرتان را رحمت کند)، وشون قبر ره نور بواره (قبرشان نورباران شود)، ایشا اله با امامون محشور بواشن (انشا اله با معصومین محشور گردند).

 اصولا” هنگام بازگرداندن ظرف غذا، بعضی ها بشقاب خالی را باز نمی گردانند بلکه محصولی از باغچه و یا باغ شان را و یا نان محلی که پخت می کردند در آن می گذاشتند و توسط فرزندانش شان باز می گرداندند و تشکر می کردند. چه بسا ظرف، چند روزی هم در خانه اش می ماند، آنهم به دلیل اینکه غذای ارزشمندی نداشتند که در ظرف خالی بگذارند تا بازگردانده شود.

 بهرحال امیدواریم این سنت حسنه و سایر سنت ها و آداب و رسوم و باورهای اهالی روستای مان، با گذشت زمان به راحتی از دست نرود. سنتی که با گذشت زمان به وجود آمد و پیامدهای خوب اجتماعی و فرهنگی را نیز با خود همراه می کند.

 

تهیه و تنظیم: عسکری امینی ایمن آبادی

   باسپاس از: حاجیه سیده سکینه حسینی، نرگس قربانی و لیلا علی جان زاده

           منابع: مجله جامعه شناسی _ باورهای عامیانه مردم مازندران

اشتراک گذاری مطلب
[Ask] [Facebook] [Google] [Twitter] [Yahoo!] [Email]

برچسب ها:

نظرات کاربران

ارسال نظر

تازه ترین ها

آرشیو مطالب

آمار بازديد