امروز: دوشنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۶
 
تاريخ انتشار: ۱۷ آبان ۱۳۹۵ کد خبر: 5259
شهید نقی علی نیا فیروزجائی

اینها آنقدر با روحیات قوی و مصمم به نبرد می آیند که وصف ناپذیر است واما من حقیر خدایا تو شاهدی که بنده ای گناهکار ودرمانده ام و شقی وسرکش وتنها امیدم به کرامت وبخشندگی توست که کرم کنی و از معاصی من در گذری.

ddd

شهید نقی علی نیا فیروزجائی

نام پدر : علی

محل تولد: بندپی شرقی- روستای پادشاامیر

محل شهادت : شلمچه ام الرصاص

تاریخ شهادت: ۴ دیماه  ۱۳۶۵

 

  • لازم به ذکر است چند ماه قبل از شهادت در منطقه مهران از ناحیه گردن دچار ترکش گردید که تا مرز شهادت پیش رفت اما عمرش باقی بود تا اینکه در تاریخ ۴ دیماه ۱۳۶۵ در عملیات کربلای ۴ به درجه رفیع شهادت نائل گردید.

 

وصیت نامه شهید:

تبارک الذی بیده الملک وهو علی کل شی قدیر، الذی خلق الموت والحیاه لیبلوکم ایکم احسن عملا وهو العزیز الغفور

بزرگ خدای که سلطنت ملک هستی  دست اوست و در همه عالم برهمه چیز، وی را توانایی است خدایی که مرگ و زندگی را آفرید که شما بندگان را بیازماید تا کدام نیکوکارتر و خلوص اعمال بیشتر است و او مقتدر و آمرزنده گناه بندگان است.

حقیر نقی علی نیاء فیروزجائی  اکنون  که آماده حرکت بسوی، نبرد با کافران و بعثیون که خیانتشان هرانسان آگاه وبیدارو نوع دوستی را اندوهگین میکند ، می باشم و با شهادت بر وحدانیت خداوند عزو جل و هستی بخش و حقانیت رسول اکرم ودین مبینش و دوازده امام امیدوارم که بتوانم در صراط اسلام حرکت کنم و لحظه ای از یاد خدای عالم غافل نباشم و حرکتم جواب گفتن به هل من ناصرن  ینصرنی امام حسین و لبیک به فرامین حضرت امام باشد.

وصیتی ندارم تنها نظرم را بیان می کنم و آن اینکه اکر بخواست خدابتوانیم در این نبرد مقدس پیروز شویم توانسته ایم بخواسته هزاران شهید در جنگ و خانواده هایشان و ملل مظلوم جهان نائل بیائیم و کمر ابرجنایتکاران حامی صدام در این جنگ را بشکنیم دیگر موضوع عرفان در جبهه می باشد.

خدایا تو شاهدی که حقیر در این مدت خدمت چه فداکاریها که از بسیجیان عارف ندیدم هرچه سعی کردم اینگونه باشم نتوانستم.

اینها آنقدر با روحیات قوی و مصمم به نبرد می آیند که وصف ناپذیر است واما من حقیر خدایا تو شاهدی که بنده ای گناهکار ودرمانده ام و شقی وسرکش وتنها امیدم به کرامت وبخشندگی توست که کرم کنی و از معاصی من در گذری.

از مادر وبرادران وخواهر وخاله ها ودیگر بستگان ودوستان ونزدیکان  حلالیت می طلبم و امیدوارم هرچه بدی از من دیدند بر من ببخشند، خصوصا مادرم که ایشان در راه سرپرستی من و سایر برادران فداکاری کردند تا درحدی که درراه سرپرستی  ماها مریض و ناتوان گشتند ،ازهمه بستگان میخواهم که مواظب وی باشند و نگذارند که ناراحتی کند از همه می خواهم که برای من طلب عفو و مغفرت ازدرگاه خدا نمایید.خانواده عزیزم من در حدود سه سال روزه نگرفتم و دو سال در نماز غفلت کردم سعی کنید برآورده نماید.خدایا بار الها من را ببخش وبیامرز. ۳/۱۰/۱۳۶۵

اشتراک گذاری مطلب
[Ask] [Facebook] [Google] [Twitter] [Yahoo!] [Email]

برچسب ها:

نظرات کاربران

ارسال نظر

تازه ترین ها

آرشیو مطالب

آمار بازديد